تبليغاتX
یکی از رهگذران آسمان

یکی از رهگذران آسمان

من یک معلم هستم.

یکشنبه – 18/4/85

خداوندا بینایی ده تا تابش همواره ات را در زندگی ام ببینم.

خداوندا شنوایی ده که بشنوم صداهای ملکوتی ات را در زندگیم.

خدایا امروز دستم را محکم بگیر

دوستت دارم.

خدایا ایمانم را قوی تر کن تا سرمایه بیشتری را در این تجارت به پایت بریزم.

و می دانم همواره با من هستی. پس دستم را به تو می دهم تا گم نشوم.

 

 

سه شنبه – 20/4/85

من به حضور همه جانبه خداوند در هر شکل و فرمی ایمان دارم و میدانم هر آنچه که ظاهری سخت دارد، خدواند را بیشتر به من می نمایاند.

خدایا من به استقبال همه رویدادهای زندگی ام میروم چون معتقدم هر رویدادی پیامی از سوی خداوند برای رشد من است.

 

چهارشنبه – 21/4/85

خدایا پناه می برم به تو از افکاری که موجب فراموشی یاد توست.

دست از صدا کردن تو و طلب کردن از تو (و فقط از تو) بر نمی دارم تا پاسخی شایسته بشنوم.

 

دوشنبه – 27/4/85

خداوندا به اعجاز هر لحظه ات ایمان دارم.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 23:23  توسط یکی از رهگذران آسمان  | 

 

 

 

 

یکشنبه – 11/4/85 – 50/8 صبح

خدایا پنج نوبت نماز کمترین میزانی است که می توانم در جریان آب رودخانه تو روح و ذهنم را شستشو دهم خدایا یاریم که نفس، این فرصت را از من نگیرد.

آهای نفس من تسلیمت نمی شوم. هر چند گاهی هجومت آنچنان قوی است که لحظه ای ، تسلط از دست دهم. اما بر عهد خود پای می فشارم و با صدای بلند می گویم که ناراحتی حاصل تفکر بر چیزهایی است که می توانند ناراحت کننده نباشند. تفکر  حاصل فعالیت ذهن من است و هیچ ربطی به امور بیرونی ندارند.

من با کاستن از سرعت جریان افکارم، بر آنها آگاهم و با آرامش، گام به گام در مسیر انجام تک تک کارهای امروزم گام بر می دارم. حمله نفس سودی نخواهد داشت. و من خداوند را سپاسگزارم که تنها راه مبارزه با آن را می دانم: آگاهی هر لحظه بر جریان افکارم. از نفس عزیز نیز سپاسگزارم که با این چنین شُکهایی مرا از روزمرگی می رهاند. خداوندا امروزم تقدیم تو باد و نفسم قربانی پای تو!

 

یکشنبه – 11/4/85 – 10 صبح

من تسلیم دشواریها نمی شوم. موفقیت عبور از همین دشواری هاست.

من به اعجاز خداوند ایمان دارم. من به این که هر چیزی در بهترین مکان و زمان خودش روی می دهند ایمان دارد. من به این که هر لحظه فکر و نیت من آینده دور و نزدیک مرا شکل می دهد ایمان دارم.

خدایا من را به راه راست هدایت فرما.

 

دوشنبه – 12/4/85 – ساعت : 17/19

خداوند گویا در شرایطی هستم که غفلتم موجب سقوطی شدید و هوشیاری ام باعث جهشی عظیم می گردد.

خدایا تنها جزیی از تو هستم و تنها از تو یرای می طلبم.

خدایا تو هر لحظه جریان داری و بی تردید جریانی الهی و مثبت. پس منفی وجود ندارد. منفی مخلوق ذهن منفی باف است  تمرکز بر امور بیرونی به واسطه ترس. و ترس نقطه مقابل ایمان. خدایا به من درکی عطا فرما تا همواره در حریم ایمان تو باشم هم آنجا که ترس وجود ندارد.

خدایا یاری ام ده تا بتوانم نفس بدخواهم را ساکت کنم. بتوانم آن را تربیت کنم و بتوانم از او همچون مرکبی تیزپا در مسیر رسیدن به تو سواری گیرم. خدایا من تنها به واسطه قدرت و بزرگی توست که می توان این اسب وحشی را رام کنم.

خدایا به چشم دلم نوری عطا فرما تا بتوانم دور دستها را ببینم. خدایا آنقدر نور در دلم بتابان که نفسم را از شدت روشنایی کور کند. خدایا آنقدر فریادت را بلند بر سرم بکش که نفسم ناشنوا گردد.

خدایا من قدرتمندم به واسطه تو و هر گاه نسبت به حضورت آگاه بودم بسیار تاثیرگذار بوده ام.

قایقی خواهم ساخت. خواهم انداخت به آب و دور خواهم شد از این خاک غریب. خدایا خاک نفس، سرزمین غریبی است. و غریبی بد دردی است. خدایا در حال ساختن قایقم تا به سوی تو آیم. به سرزمین امن و مقدس تو . خدایا دیگر طاقت غریبی ندارم. خدایا غریبی داشت هم زندگیم را نابود می کرد و من دارم آماده می شوم که ترک غربت کنم و عزم وطن کرده ام. خدایا دیگر نمی توانم در خاک غریب نفس اقامت کنم و نفَس بکشم. گویی دیگر آنجا هوا نبود و من دلم برای خانه تنگ شده است.

خدایا من به همه کارهایی که این هفته باید انجام دهم آگاهم و آنها را به بهترین نحو و در بهترین زمان انجام خواهم داد.

 

13/4/85 – ساعت 10/8 صبح

امروز سه شنبه ای بی نظیر است چرا که حضور خداوند دست حمایتگر و قدرتمندش و خلاقیتش همواره مرا احاطه کرده و من به این احاطه مقدس در هر لحظه از این سه شنبه آگاهم.

 

15/4/85 – ساعت 47/8 صبح

خدایا بسیار خوشحالم که می توانم خودم را جزیی از شبکه شعور تو ببینم و تنها از تو یاری بجویم. خدایا خوشحالم که قرار گرفتن و حرکت در صراط المستقیم این همه برایم مهم است.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 15:4  توسط یکی از رهگذران آسمان  | 

 

 

 

خداوند را سپاس می گویم که هنوز می توانم نامش را در ذهن جاری کنم.

امروز شنبه است. شنبه ای بسیار متبرک و عزیز. شنبه ای فوق العاده و پر از آدمهای خوب و خبرهای خوب و ایده های خوب و دست به عمل زدنهای عالی با توکل و یاد تو.

امروز من سرشاز از نیروی آرامش بخش تو هستم.

امروز من حضور تو را در همه چیز و همه کس می بینم و درک می کنم.

امروز ای خداوند همیشه حاضر دستم را در دستت میگذارم و مرا ببر به آنجا که آرامش و دوستی و ارزشمندی و ... است.

امروز دریچه آسمانها به روی ذهن من باز می شود.

امروز به افکارم آگاه تر خواهم بود.

امروز روزی نیکوست سرشار از خداوند و همه صفات نیکویش در زندگی من.

85/4/10 – 7 صبح

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 2:27  توسط یکی از رهگذران آسمان  | 

 

 

خدایا به من بینشی عطا فرما که از این فرصتها به نحو احسن استفاده کنم.

خداوندا من به تعریف دیگران از خودم نیاز ندارم. خداوندا من به این نیاز دارم که تو یاریم کنی تا خالق شرایط جدیدی باشم.

خداوندا من به واسطه یاری تو، تجلی دهنده موقعیتهایی هستم که آگاهی خودم و دیگران افزایش یابد.

مهدی امروز سه شنبه است. روز مرخصی نفس. روزی که خستگی ممنوع است. روز ذکر، روز دعا، روز شادی، روز عمل، روز امیدواری، روزی که اگر بخواهی حضور قدرتمند و پر از خلاقیت پروردگار را بسیار بیشتر از دیروز می توانی تجلی دهی. مهدی امروز سه شنبه، روزی که کاملاً می توانی عالیتر از دیروز باشی. پس بسم الله الرحمن الرحیم و من امروز دستم را به خدا داده ام و همه کارهایم را به عالی ترین شکل به انجام می رسانم. خدایا سپاس.

6/4/85 – 4:34 صبح

 

خداوندا از تو صمیمانه سپاسگزارم که مرا در برابر هجوم ذهنیت های منفی و نفس محافظت می کنی.

خدایا کمکم کن بتوانم خویشتن خویش را از دیچه نگاه تو به نظاره بنشینم.

خداوندا از نیروی بیکرانت در وجودم جاری کن. خدایا می دانم هر لحظه در جریانی.

خداوندا می دانم آنچه که مانع دریافت نور، انرژی، خلاقیت و تمام صفات نیکوی تو است، تنها در ذهن من است که احساسات و رفتار مرا تحت الشعاع قرار داده است.

خداوندا تو را دیدن در هر شرایطی عین شجاعت، شهامت، خلاقیت، قدرت و شادی است.

6/4/85 – 12:00 ظهر

 

خدایا خستگی فریب ذهن است. خدایا ناتوانی فریب ذهن است. خدایا بی حوصلگی فریب ذهن  است و من دیگر فریب تفکرات و باورهای منفی ام را نمی خورم.

7/4/85 – 23:25 شب

 

خداوندا من تنها به خوبیها می اندیشم تو نیز یاریم کن.

خدایا می دانم که اینجایی. خدایا می دانم که هر لحظه در کنار من هستی که نه، هر لحظه من در تو غوطه ورم.

پروردگارا ایمان دارم به واسطه آگاهی به حضور مستمر تو در ذهنم، خالق بهترین موقعیتها برای تحقق تصاویر خواسته های مادی و معنوی ام هستم.

پروردگارا حضور تو موجب جذابیت روزافزون و قدرت نفوذ بیش از پیش من در میان انسانهای حقیقت جوی دیگر است.

پروردگارا قدرت تو و نشانه های آشکارت رفتار مرا کاملاً با شهامت توأم نموده است.

.. و من خستگی را مدتهای مدیدی است که نمی شناسم.

خداوندا بسیار سپاس

به خاطر همه چیز

8/4/85 – 19:40 عصر

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 23:47  توسط یکی از رهگذران آسمان  | 

 

 

تنها خوبی وجود دارد. و بدی تنها حاصل توجه و تمرکز من به اموری است که وجود ندارد و اینجاست که صدمه و ضرر آغاز می گردد. (25/3/85)

 

خدایا ایمان دارم با حضور تو همه فکرها، حرفها و رفتارهایم الهی است. ایمان دارم در پیشگاه خداوند غیر ممکن وجود ندارد. (27/3/85)    

 

خداوندا سپاسگزارم که می توانم برایت بنویسم. خداوند از تو سپاسگزارم. چون می توانم نفس بکشم. چون می توانم ببینم. چون خسته می شوم. خدایا خسته می شوم پس هستم. و به این خاطر از تو سپاسگزارم. خدایا دلتنگ می شوم پس هستم و بدین خاطر ازتو سپاسگزارم. خدایا ناراحت می شوم پس هستم و از تو سپاسگزارم. خدایا من سرشار از تو هستم. (28/3/85)

 

خدایا می نویسم که همواره به یادت باشم. می نویسم که یادآوری هر لحظه تو بیش از فراموشی باشد. می نویسم که نیستی و نبودن و فراموشی را دیگر تجربه نکنم. می نویسم که همواره تو را حس کنم. می نویسم که یادم بماند همواره در محضر تو هستم. خداوندا می نویسم تا یاد بگیرم هنگامی که در حضو ر تو هستم هر آنچه اندیشه غیر توست را در پیشگاه تو قربانی کنم. خداوندا آنقدر می نویسم تا دیگر چیزی نماند جز خودت. خداوند من آن روز را بسیار منتظرم. خداوندا تو نیز همچون همیشه یاریم کن. خداوندا دوستت دارم.

 

خداوندا قضاوت را از من دور کن. خداوندا مرا از مقایسه خالی کن. خداوندا در حضور تو ترس معنا ندارد. خداوندا یاریم ده که یادم بماند هر لحظه درحضور تو هستم. خداوندا اکنون اینجایی و من در تو غرقم. خداوندا فراموشیم را درمان کن. خداوندا فردا روز دیگری است. روزی سرشار از برکت، فرصت، انسانهای خوب. شادی، نیکی، خنده، آرامش، و هر چیز خوب دیگر…  (29/3/85)

 

خدایا صخره سخت نفسم را در هم شکن تا آب وجودت در هستی من جاری گردد و همه چیز را بشوید.

 

سپاس خداوندی که شایسته ستایش هست. و همواره و هر لحظه عنایت عام و خاصش شامل حالم هست. ستایش خداوندی را که در همه اجزای هستی پخش است. ستایش خداوندی را که کثیر است و واحد. ستایش خداوندی را که در همه چیز و همه جا و همه کس هست. ستایش خداوندی را که واسع است و علیم. ستایش خداوندی را که به هر طرف رو کنی وجهی از روی زیبایش را می بینی. (4/4/85)

 

خدایا ایمان دارم از جایی که فکرش را نمی کنم درهایی را باز می کنی که بتوانم جریان هدایت الهی را با تمام وجود لمس نمایم و بر مشکلاتم فایق آیم. (5/4/85)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 22:3  توسط یکی از رهگذران آسمان  |